1186  

خیلی جالبه
من وقتی اومدم اینجا میگفتم حتی یك درصد هم امكان نداره ببینمش دیگه 
الان پا شده اومده 
همه دارن میبیننش
همه مهمونی میگیرن دور هم جمع میشن
منم همینطور كه دراز كشیدم رو تختم زیر لحاف یواشكی عكساشونو در شبكه های اجتماعی مختلف میبینم 

ادامه مطلب  

 

دلم برای همه پیامایی كه بهم میدادیم تنگ شده قرار گذاشتنمون هروز همو دیدنمون دیدنای یهویی برای گرفتن دستات بغل كردنت یواشكی نگاه كردنت شونه هات حتی دلم برای انلاین بودنت تنگ شده دلم برای همچی تنگ شده كاش ب..............
كی میرسی؟؟؟
كجایی ؟؟؟؟
 
 

ادامه مطلب  

حال و هوای این روزها  

سلام جیگرك من خوشكلك من عزیز دلم دیشب شب یلدا بود و از مامانت شنیدم كه تو مریض شدی و رفتی دكتر و همینطور امروز و دكتر بهت استراحت پزشكی داده و درست همین امروز مصادف شده با اولین روز كاری مامانت و تو كه از قبل استرس این روزو داشتی حالا مریض هم شدی و بیخود نیست درمورد این حال و روز تو تابحال چندین ضرب المثل باب شده . امیدوارم هرچه زودتر خوب بشی و بری مدرسه كه اقلا تامدتیكه عادت كنی به وضعیت جدید ، ساعت كمتری را منتظر مامانت بمونی . البته تو مرد بزر

ادامه مطلب  

يواشكي  

همین دیشب  * آدرینا سه روز در هفته ساعت 8:30 كلاس داره به همین خاطر شبها نهایتا ساعت 10 باید بخوابه ، دیشب كه خیلی مشتاق بود انیمیشن ساعت 10 رو ببینه دنبال بهانه بود كه بردیا بهش پیشنهاد داد آروم صندل هات رو دربیار كه صدا نده بیا پشت من قایم شو كه مامان نفهمه * شارژ تبلتش تموم شده ، رفته كنار آدرینا و با هیجان راهنماییش میكنه كه چجوری توی بازی برنده بشه ، آدرینا بهش میگه عجب خری هستی دیونه ام كردی اه ، بردیا میگه آجی من خر نیستم من یك برنده واقعی ام

ادامه مطلب  

 

هنوز هم یك استادی داریم كه مجبورمان كند وسط این همه درس و رفتن و آمدن ، با یك عالم غرغر و اخم بروم توی یك نوشت افزاری مقواهای رنگی رنگی خوشكل بخرم و همینطور كه غر میزنم انگار مهدكودك است ، انگار ما وقت این لوس بازی هارا داریم ، با قیچی تكه تكه كنم و با ماژیك های رنگی رویشان بنویسم ..هی كارتها را بندازم روهم هی نگاهشان كنیم هی یواشكی ذوق كنم هی دوست داشته باشم مربی مهدكودك میبودم:)
 
الان بعد از درست كردن پانصدتا فلش كارت استاد میگوید كارتهای شما

ادامه مطلب  

چقد گوش داديم اون آهنگه كه يه جاش ميگفت ميدونم من و از ياد ميبري و تو عوضش ميگفتي نميبري:(  

تمومش نكردم،اذیت نشدم كه باز بخوام تكرارش كنم...
امروز دو تا از هم كلاسی ها با هم تو كافه بودن نگاشون كه میكردم هعی با خودم میگفتم اوووو چقد انرژی میخواد.
چقد نگرانی چقد دلهره چقد به یاد هم آهنگ گوش دادن واسه هم آهنگ خوندن.
انرژی شو دیگه ندارم.دیگه حوصله اون صب كردنارو ندارم ...
قرار های یواشكی و دم به دقیقه به گوشی نگاه كردن...
حوصله شو ندارم...
حوصله شو با تو ندارم چه برسه با این آدمای احمقِ دورم...
خب تو ام به همه اعلام كن بنویس: you were a part of me but now you a

ادامه مطلب  

مخاطب خاص  

این بار میخواهم برای تو بگویمتویی كه خاص ترین مخاطبم بودینمیدانم هنوز هم یواشكیتوی این دنیای مجازیشعرهای مرا میخوانی یا نهولی این را میدانمكه دیگر مرا دوست نداریو این تلخ ترین اتفاقیست كه افتادهنمیدانم شاید زیاده روی كردندر دوست داشتن توشاید قید این و آن را زدنبرای تو اشتباه بودهولی مگر می شود وقتی دنیا...دست در دستت می گذاردبیخیال این و آن نشویمیگویی سالها گذشته...ولی نمیدانم حجم دلتنگیم را سرد بودن زندگیم راچگونه برایت معنا كنمای كاش د

ادامه مطلب  

مخاطب خاص  

این بار میخواهم برای تو بگویمتویی كه خاص ترین مخاطبم بودینمیدانم هنوز هم یواشكیتوی این دنیای مجازیشعرهای مرا میخوانی یا نهولی این را میدانمكه دیگر مرا دوست نداریو این تلخ ترین اتفاقیست كه افتادهنمیدانم شاید زیاده روی كردندر دوست داشتن توشاید قید این و آن را زدنبرای تو اشتباه بودهولی مگر می شود وقتی دنیا...دست در دستت می گذاردبیخیال این و آن نشویمیگویی سالها گذشته...ولی نمیدانم حجم دلتنگیم را سرد بودن زندگیم راچگونه برایت معنا كنمای كاش د

ادامه مطلب  

بدبختي نوشت.....  

حرف زدی...
ولی نشنیدی...
داغونم..
فك میكنی خوشبختم اره؟
اینكه تو خوابت هی كابوس ببینی
اینكه تو خوابت فقط یكیو ببینی كه نداریش..
اینكه تو خوابت اسمشو صدا بزنی..
اینكه ابجیت بفهمه اینی كه تو خوابم صداش میزنم اونیكه باهاشم نیست..
درده
خیلی هم درده..
اینكه مدام تورو با اون مقایسه كنم
اینكه انقد جرات نداشته باشم یكیو پس بزنم...
اینكه مدام پشیمون باشم...
كاریش نمیتونم بكنم..
فك میكنی دلم نمیخواد باهات بحرفم..
اس بدم
صحبت كنم
صدات
دستات.
آغوشت..
قدم زدن باها

ادامه مطلب  

از یک جایی به بعد  

از یك جایی به بعد این دل، دیگر كاری به منطق تو ندارداز یك جایی به بعد، دوست ندارد خانمانه رفتار كند، دوست ندارد الگو باشد، متین باشد.میخواهد فقط دختر باشد .دلش نازكشیدن های پشت تلفنی رو طلب میكند.قرارهای برادر نفهمد را.پدر بو نبرد را.لوس كردن های ناب دخترانه را. از آنهایی كه قنج میزند دل مردانه مردش را.از همان شب بخیر گفتن های یواشكی را.صبح تو بیدارم كن را.از یك جایی به بعد، دلش میخواهد برچسب عاشقی بخورد .بشود لیلای مجنون. دلش میخواهد تار

ادامه مطلب  

رفته گر  

مرد رفته گر آرزو داشت برای یكبار هم كه شده موقع شام با تمامی خانواده اش دور
سفره كوچكشان باشد و با هم غذا بخورند . او بیشتر وقت ها دیر به خانه میرسید
و فرزندانش شامشان را خورده و همگی خوابیده بودند . هر شب از راه نرسیده به
حمام كوچكی كه در گوشه حیاط خانه بود میرفت و خستگی و عرق كار طاقت
فرسای روزانه را از تن می شست . تنها هم سفره او همسرش بود كه در جواب
چون و چرای مرد رفته گر ، خستگی و مدرسه فردای بچه ها و اینجور چیزها را
بهانه می كرد و همین بود ك

ادامه مطلب  

خاطره  

با رفتن هر آدمی، بخشی از كیفیت سبك زندگی ما تغییر می كند. 
بسیار پیش می آید كه می بینیم حتی در خلوت ترین خلوتهامان هم، زمزمه ها و فكرهایمان، متاثر از "دیگری" به ظاهر فراموش شده ای است كه روزگاری پیش، چند صباحی را با او سپری كرده ایم.
من كتاب می خوانم، اما كسی را داشته ام كه وقتی بود، شاید به خاطر همان بودنش، بیشتر و دیوانه وارتر كتاب می خواندم. 
من فیلم می بینم اما كسی در گوشه ای از زندگی ام بوده است كه فیلم دیدن در كنارش معنا و مفهوم دیگری داشته

ادامه مطلب  

دل خواستن های این روزهای من  

از یك جایی به بعد این دل، دیگر كاری به منطق تو ندارداز یك جایی به بعد، دوست ندارد خانمانه رفتار كند، دوست ندارد الگو باشد، متین باشد.میخواهد فقط دختر باشد .دلش نازكشیدن های پشت تلفنی رو طلب میكند.قرارهای برادر نفهمد را.پدر بو نبرد را.لوس كردن های ناب دخترانه را. از آنهایی كه قنج میزند دل مردانه مردش را.از همان شب بخیر گفتن های یواشكی را.صبح تو بیدارم كن را.از یك جایی به بعد، دلش میخواهد برچسب عاشقی بخورد .بشود لیلای مجنون. دلش میخواهد تار

ادامه مطلب  

دنیای ما دخترا  

دنیای ما دخترا
 
 
پر از لاكای رنگارنگ...
 
 
رژ لبای پررنگ...
 
 
گردنبندای طلایی..نقره ای...
 
 
انگشتر و جواهر
 
 
پر از ست كردن دامن با تاپ
 
 
ساپورت, ساقای رنگی رنگی
 
 
پر از قرارای دخترونه
 
 
دوره همی...
 
 
تلفنای 2 ساعته...
 
 
گریه كردنای یواشكی زیر پتوهای صورتی
 
 
دفترچه خاطرات ..
 
 
قول دادن به هم و اینكه فردا یه روز جدیده!
 
 
دوردورای پر شیطنت
 
 
پاستا خوردن تو كافه ی دنج...
 
 
اهنگ گوش دادنای نصف شبی تو اتوبانا...
 
 
با ناراحتی به هم زنگ زدن

ادامه مطلب  

سفره هفت سین  

سفره هفت سین
چند روزی بیشتر به عید نمانده ولی ما هنوز كرسی‏مان را جمع نكرده‏ایم. از بس هوای بیرون سرد است، حال می‏دهد تا خرخره بروی زیر كرسی و به ماجراهایی گوش كنی كه بابا از زمان‏های قدیم؛ از آن وقت‏ها كه خودش نوجوانی مثل من بوده، برایت تعریف ‏كند.
كتاب فارسی اول راهنمایی‏ام را كه توی دستم گرفته‏ام تا شعر چشمه وسنگ را حفظ كنم، یك طرف می‏گذارم و لم می‏دهم زیر كرسی و از بابا می‏خواهم از مراسم عید زمان بچگی‏هایش در شهر قم بگوید.
بابا خمیا

ادامه مطلب  

من و ترسهايم  

من از تمام موجودات زنده میترسم
یعنی هیچ جك و جونوری روی كره زمین نیست كه من ازش نترسم
بیشتر از همه چیز از گربه میترسم چونكه گاهی وقتها خودش رو لوس میكنه و میخواد بیاد بغل آدم و خودش رو میچسبونه به پاها و هركاری میكنیم فرار هم نمیكنه. و از بقیه موجودات هم خیلی بیشتره – مثلا سگ انقدری توی كوچه ها نیست ولی گربه خیلی زیاده.
خب
دیروز سبحان بغلم بود و مثل هر روز داشتم میبردمش خونه ی مامانم – توی پله ها بودم ، وقتی آخرین پاگرد رو پیچیدم دیدم كه دقیقا

ادامه مطلب  

اصطلاحاتی ضرب المثل گونه به زبان طرقی-طرقرود  

اصطلاحاتی ضرب المثل گونه به زبان طرقی-طرقرود
به نام ویاد او
در زبان طرقی کلمات وعباراتی به کار می رود کوتاه، که ضرب المثل هم نیست ... ودر اینجا ما برخی ازآنها را ذکر و یاد آوری می کنیم .امید است همشهریان عزیز به آنها بیفزایند:
فعلَگی=كارگری ،كار سخت انجام دادن.این كلمه از زبان عربی وارد زبان طرقی و فارسی شده است.
خال=عیب و نقص. اگر چه این واژه در معنای نقطه سیاه یا لكه روی پوست هم استفاده می شودومثلا یك دانه آن روی لب یا گونه بر زیبایی چهره انسان

ادامه مطلب  

ʕ•ᴥ•ʔآخــــــــــــــــــر سالي...ʕ•ᴥ•ʔ  

آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
آن خدایی که تو بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند
راستی آنچه به یادت دادیم
پر زدن نیست که درجاست بخند
آدمک نغمه آغاز نخوان
به خدا آخر دنیاست بخند
داریم كم كم به روزای ته ته ته سال نزدیك میشیم!!! چن تام دعا كنیم شاید اینبار خدا صدامونو شنید و برآو

ادامه مطلب  

بزرگ میشی یادت میره ...  

بچه كه بودم دختر هم سن و سالم در هیچكدام از خانواده های پدری و مادریم نبود ، یا حداقل دم دست نبود ، فقط فاطی نوه ی عمه ام بود كه دو سال از من كوچكتر بود و به خاطر ازدواج فامیلی پدر و مادرش ، تقریبا كور به دنیا آمده بود ، بازی های مورد علاقه اش خاله بازی و مامان بازی بود كه من نه هیچ كدامشان را دوست داشتم و نه هیچ وقت فرقشان را فهمیدم همیشه فقط برای دلخوشك فاطی باهاش بازی میكردم و همیشه هم وسط بازی حوصله ام سر میرفت و فلنگ را میبستم و میرفتم.
هم باز

ادامه مطلب  

 

سلام نبودنهامو ببخشید چه جمله احساسی بودا احساسش تو حلق بی احساسا
تقریبا تابستون بود كه یكی از دوستام از عخشولانش گفت و اینكه یه پسره رو دوس داره و گفته قراره كه زمستون و اخرای سال بیاد مزدوج بشن بعد بهش میگم چرا زمستون؟! گفت اخه تا دو سه ماه دیگه خونه و ماشین میخواد بخره و بیاد خواستگاری تا اینجاش كه تابلو بود كه سركاریه بعد گفتم خببببببببببببببببب بعد گفتم باهاش بیرونم میری؟ در كمال تعجب گفت آره
یه چیزی رو بهتون بگم بعدش ادامه بدم این ق

ادامه مطلب  

ايران قهرمانه و بازنده ميشه!!!  

هروقت فیلم ایرانی میبینم دلم میخواد بعدش برم كارگردانشو پیدا كنم و حسابی بگیرمش زیر مشت و لگد!!! به جاش میام اینجا و اینارو مینوسم! چند ماه پیش میخواستم بیام اینجا بنویسم كه اگه میخواید بدونید چرا ما فرزندای چمیدونم كوروش و داریوش انقد بدبختیم اما آمریكاییهای تازه به دورون رسیده ابرقدرتن بیایید و دوتا فیلمو كه همزمان باهم تو ایران و آمریكا ساخته شدنو ببینید و باهم مقایسشون كنید. اونجا میخواستم "من دیگو مارادونا هستم" رو از اینور بزارم جلوی

ادامه مطلب  

 

هی سرم درد گرفت گفتم نه ولش كن قرص یعنی چی؟ آدم عادت میكنه یه كم تحمل كنم خوب میشم.خوب میشم .دارم خوب میشم.یه ذره دیگه تحمل كنم خوب میشم.آی ننه دارم خوب میشم
ای زهرمار بروفن كوووووووووووووووووووووووو
آی خدا پدر اونو بیامرزه كه اینو تولید كرد داشتم هلاك میشدم
الان وگرنه نمیتونستم بیام اینجا
سلام عخشان خفته و نیمه خفته
چند روز پیشا بود كه همسایمون داشتن نذری میپخیدن بعد كلی شلوغ پلوغ و همه همسایه ها توی خونشون داشتن میرفتن و میومدن بعد نذری

ادامه مطلب  

زن شكاك  

یادمه از همون اولین روزهای نامزدیمون فهمیدم كه محمد توی كوچه و خیابون به دخترها نگاه میكنه و زل میزنه توی چشماشون و خب دختر ها هم به این نگاه ها جواب میدادن – اول ها با اینكه میدیدم ولی حتی از گفتنش خجالت میكشیدم و به خودم میگفتم دختره ی احمق این چه فكریه كه میكنی و حتما داری اشتباه میكنی – مطمعن بودم كه دارم چی میبینم ولی میخواستم خودم رو گول بزنم.
بعد از شاید 7 – 8 ماه از نامزدیمون، دیگه به زبون اومدم و اعتراض كردم و محمد شروع كرد به انكار كر

ادامه مطلب  

اگر چیزی برای شکرگذاری ندارید  

 اگر چیزی برای شکرگذاری ندارید
نبضتون رو چک کنید
سلام مژگان جان امیدوارم حالت خوب باشه عزیزم.من قبلا هم برات درد و دل كردم و بسیار از جواب هایی كه بهم دادی لذت بردم... حالا هم میخواستم مطلبی رو برات بگم...عزیزم من ایران نیستم و خارج از كشور با خانواده زندگی میكنم و درس میخونم...بخاطر اخلاقای خاصی كه دارم بیشتر پسرتی خارجی جذبم میشن تا ایرانی... خیلی بهشون اهمیت ندادم جز یكشون. من دو سال پیش تو یكی از كلاسهام با یه پسر ژاپنی اشنا شدم. باهم درس میخو

ادامه مطلب  

شلم شوربای 8-عبدالله المهرانی - داستان دوم  

عبدالله المهرانی١٠
درود
عبدالله خود بر شلم شوربا نگار گفتندی كه:
آن سال در دانشكده ی فلاحت شیراز قبول شدندنم و از سرای بی بی به خوابگاه كوچیدندم. حال به میمنت دانشجو گشتن و شوق مهندس امور فلاحت گردیدن، تغییراتی اندر ظاهرم پدیدار گشتندی . موی جلو كه خلوت بودندی،  ولكن موی پس كله را بلند نمودندم و ریش بزی بنهادم،
لباسهای متنوع پوشیدندم ولی هیچ ندانستندم چرا شهری نگشتیدم و داهاتی باقی ماندندم.
اخمم همواره در هم تنیده، گفتارم همواره یخیده و بر

ادامه مطلب  

سر به کدامین شانه نهم تا عقده دل بگشایم کاش آغوش خدا را داشتم  

سکوتی بالا تر از فریاد سر به کدامین شانه نهم تا عقده دل بگشایم کاش اغوش خدا رو داشتم صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | طراح قالب آرامش با توبودن را میخواهم......... آرامش با تو بودن را میخواهم ..,پیام کوتاه پیام متن های جدای عشق ورزیدن عشق شکست خورده شکست راز چشم هایت دلتنگم حس دوست داشتن جدایی تنهایی تفرت اس ام اس های غمگین اس ام اس های عاشقانه اس ام اس های زیبا اس ام اس غمگین عاشقانه جدید اس ام اس غمگین اس ام اس خیانت اس ام اس تنهای اس

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1