حرف دل  

دلم صدناله داردازجداییدلم میسوزدازهجرجداییخدایااآتشی برجان فکندیرهايش کردورفتی که رفتیدلم رادرمیان بیقراریدلم رادرمیان اوج هستی دلم رادرمیان شورومستی رهايش کردي ورفتی که رفتیدلم رادرمیان بی کسی هادلم رادرمیان خون دل هادلم رادرمیان اوج تلخی رهايش کردي ورفتی که رفتیالهی توکه رب العالمینی توکه خالق عرش برینی برس براین دل وصدناله هایشکه جزتومن دگرجایی ندارم

ادامه مطلب  

شعری از کانال دوست عزیزم مهتاب ممنون میشم جوین شید پشیمون نمیشید @sadsaltanhaii  

 قلب من خانه ی زنی تنهاست
که بغل می کند جنونش را
که در آغوش می کشدهر شب
گریه ی کودک درونش را
قلب من کودکی کهنسال است
که بلد نیست کودکی بکند
کودکی که هنوز می ترسد
اشتباهات کوچکی بکند
قلب من قلب دختري ترسوست
که از آغاز درد می ترسد
از پدر ، از نگاه ، از خشمش
از کمربند و مرد می ترسد
عشق را دیده است تنها در
جای خالی جمله سازی هاش
مادری شاد و خوب و خوشبخت است
در خیالات و خاله بازی هاش
قلب من کودکی سر راهی ست
که زنی نیمه شب رهايش کرد
هر کسی را که

ادامه مطلب  

یاد داشت های شبانه ی یک جغد  

بالاخره یه کتاب خوب دارم برای خوندن..
«دختري که رهايش کردي» خیلی مردد بودم موقع خریدنش.. دوتا کتاب دیگه از همین نویسنده داشتم که اصلا راضیم نکردن و نتونستم تا آخر بخونمشون .ولی این داستان موضوع قشنگی داره و مث اولین کتابی که از جوجو مویز خوندم جذبم کرده.. 
خوشحالم..
امروز روز خوبی بود. تصمیم های خوبی گرفتم و چن تاشونو عملی هم کردم .. ولی سخت ترین کار مونده برای دو هفته دیگه که واقعا انجامش برام سخته..

ادامه مطلب  

حال کن  

اول 2 تا لنگشو باز میکنم بعد باهاش ور میرم بعد خیسش میکنم اخرش با دستمال پاکش میکنم...من عینکم رو اینجوری پاک میکنم===========================حالا به من نمی دی و میری به دیگران میدی؟اس ام اس رو میگم چرا فکر بد میکنی؟!===========================زن:خیلی بزرگه! مرد:عادت میکنی.زن:از پشت درد میگیره! مرد:جا باز می کنه.زن:نمی خوام! مرد:خیلی بزرگه؟زن:آره. مرد:بگم یه کفش دیگه بیارن؟===========================اون چیه که اگر پسر نداشته باشه بهش زن نمیدن ؟ اولش(ک)، آخرش (ر)جواب : کار=========================

ادامه مطلب  

باز هم برف  

پشت میز کنار فرهاد نشسته ام و در حال تماشای منظره زمستانی از پشت پنجره های خانه دوست داشتنی مان هستیم. بوی دارچین از درون فنجان های چایمان کل فضا را پر کرده است و من غرق در زمستان و برف شده ام . " این پاپوش ها گرمت می کنه؟" فرهاد در حال نگاه کردن به پاپوشوهای بافت قرمز رنگم می پرسد. " آآآآآآره! خیلی .. اصلا سرمای کف زمین و حس نمی کنم . ولی وقتی درشون می آرم انگار داره منو سرما می بره" لبخند می زند:"خوب کردي پوشیدیشون. آدم تو رو میبینه بیشتر ورود زمستون

ادامه مطلب  

عيب عروس خانم  

این یه داستان خواندنی و زیبا از احمد شاملوست:
جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختري پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختري را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد و گفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

ادامه مطلب  

پرفروش ترین کتاب های پاییزه در پایتخت  

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- با توجه به حجم کتاب‌های منتشر شده در کشور، یکی از موضوعاتی که علاقه‌مندان به کتاب همواره به آن توجه دارند، انتخاب آثار مناسب برای مطالعه است. ارائه گزارش هفتگی پرفروش‌ترین کتاب‌‌های بازار کتاب، ضمن آن‌که نمایانگر ذائقه مطالعاتی اهالی فرهنگ است، می‌تواند راهنمای خوبی برای مخاطبان کتاب و مطالعه باشد.  
هفته نخست آذرماه که با اجرای طرح «پاییزه کتاب» از 24 آبان تا 24 آذر مصادف شده است، با استقبال عمومی از کتابف

ادامه مطلب  

تو با من چه کردی؟؟  

 تو با قلب ویرانه ی من چه کردي؟؟
ببین عشق دیوانه ی من چه کردي!
در ابریشم عادت اسوده بودم..
تو با حال پروانه ی من چه کردي؟؟
ننوشیده از جام چشم تو مستم 
خمار است میخانه ی من چه کردي؟؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟؟
تو با حسرت شانه ی من چه کردي؟؟
مرا خسته کردي و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه ی من چه کردي؟؟ 
جهان من از گریه ات خیس باران
تو با سقف کاشانه ی من چه کردي؟؟
 
 

ادامه مطلب  

افشین یداللهی- سفارشی من به پهلوونم  

تو با قلب ویرانه من چه کردي؟
ببین عشق دیوانه من چه کردي
در ابریشم عادت اسوده بودم...
تو با بال پروانه من چه کردي؟
ننوشیده از جام چشم تو مستم...
خمار است میخانه من...چه کردي؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرت شانه من چه کردي؟
مرا خسته کردي و خود خسته رفتی...
سفر کرده!باخانه من چه کردي؟
جهان من از گریه ات خیس باران...
تو با سقف کاشانه من چه کردي؟

ادامه مطلب  

با من چه کردی؟؟؟  

تو با قلب ویرانه من چه کردي؟ببین عشق دیوانه من چه کرديدر ابریشم عادت آسوده بودم...تو با حال پروانه من چه کردي؟ننوشیده از جام چشم تو مستم...خمار است میخانه من...چه کردي؟مگر لایق تکیه دادن نبودم؟تو با حسرت شانه من چه کردي؟مرا خسته کردي و خود خسته رفتی...سفر کرده!باخانه من چه کردي؟جهان من از گریه ات خیس باران...تو با سقف کاشانه من چه کردي؟

ادامه مطلب  

دخترونه ازنوع دیگششششش  

 
 
همیشه گفتیم پسرا بدن اما!!
 
 امشب میخوام از دخترا بگم..
 
 
از دخترایی که چند تا سلامتی فحش دار میخوان
 
تف تو ذات اون دختري که عاشقیو بلد نیست و ادعای عاشقی داره
 
تف به شرف دختري که ملاک حرف زدنش با پسرا خرید شارژ ۵٠٠٠تومنیه
 
تف به روی دختري که اگه دوس پسرش پولدار و خوشگل باشه
 
تو شلوغ ترین نقطه شهر باهاش قرار میزاره اما
 
اگه یکی که ساده و معصوم باشه تو خفا و خلوت ترین جا میبینتش
 
تف به روی دختري که ملاکش اهن پاره هاست
 
تف به ذات دختري که

ادامه مطلب  

متون فقه بررسي موضوعي زن و مرد در آن  

در این خصوص در غالب مساله موارد ابتداً ذكر می گردد .در وقف  مساله اول: لو وقَف علی اولادِه اشتراك اولادُ البنینَ و البناتِ بالسویه الا ان یفضّل او بقوله (علی كتاب الله) اگر وقف بر اولاد خود كند فرزندان پسری و دختري وی در وقف شریك خواهند بود؛ زیرا كلمه ی اولاد در لغت و شرع مقدس در مورد فرزندان دختري و پسری به كار می رود و به صورت یكسان از موقوفه برخوردار می شوند . چرا كه اصل ، عدم برتری برخی موقوف علیهم بر برخی دیگر است ، مگر آن كه بعضی را برتری ده

ادامه مطلب  

محشر کبری  

الهی بشکند دستت عروسی را عزا کردي
میان شور و شادی محشر کبری به پا کردي
نشانه رفته بودی  سینه ی داماد عاشق را
تو دینت را به مزدوران بی ایمان ادا کردي
زدی بر سینه اش با تیر جنگی ای جفا پیشه
امید و آرزوی مادرش را بر فنا کردي
کسی که با کلامش زنده میکرد مردگانی را
تو در قلب رئوفش تیر جنگی را رها کردي
به خونش شد عجین آجرهای خانه ی عشقش
کنار همسرش دستان او را در حنا کردي
کسی که بندگی را در وجودش دیده بودم من
به جرم پایبندی با خدا او را فدا کردي
گواهی مید

ادامه مطلب  

326  

سه شب پیش که به خوابم اومدی...
درست مثل یه نشونه بود.
شبیه معجزه بود.
باعث شد به خودم بیام!
دیوونگی هام کنار بزارم.
دیگه بهم ریخته و کلافه و سر در گم نباشم.
بفهمم چی ازم میخوای!
بفهمم چی در انتظارمون هست!
قلبم گرم کردي!
عشق و احساسم گرم کردي!
تنم گرم کردي!
دستم 
دستم گرم کردي!

ادامه مطلب  

326  

سه شب پیش که به خوابم اومدی...
درست مثل یه نشونه بود.
شبیه معجزه بود.
باعث شد به خودم بیام!
دیوونگی هام کنار بزارم.
دیگه بهم ریخته و کلافه و سر در گم نباشم.
بفهمم چی ازم میخوای!
بفهمم چی در انتظارمون هست!
قلبم گرم کردي!
عشق و احساسم گرم کردي!
تنم گرم کردي!
دستم 
دستم گرم کردي!

ادامه مطلب  

دختری زیر نور ماه کامل.. عاشقی میکرد.. :)  

اون دختري که دیروز همش صدای خنده هاش میومد... که لبخند از رو لباش نمیرفت و تیکه های دوست داشتنی آهنگ رو بلند و بی استرس با آهنگ همراهی میکرد.. که شیشه ماشینو داد پایین.. خنکای سر شب پاییز بخوره تو صورتش..که نفهمی که بغض کرده.. که دستتو محکم تر بگیره و  آروم تو دلش دعا کن این لحظه های خوب تموم نشه..اون دختري که دیروز وسط خنده و شوخی و بغض ..دوباره عاشقت شد..
"" من بودم ""

ادامه مطلب  

 

یه خونه که با شهر کاری نداشت
 یه کوچه که آرومو بن بست بود
 یه گلدون سفالی پر از عطر یاس
 هوایی که از بوی گل مست بود
 تو رد میشدی خونه گر میگرفت
 صدای قدمهاتو تا میشنید
 دله پنجره باز میشد تو باد
غم از پشته شیشه سرک میکشید
غلط کردي عاشق شدی لعنتی
 غلط کردي پرده رو پس زدی
 یه رویا ازت تو سرم داشتم
غلط کردي به رویاهام دست زدی
 غلط کردي عاشق شدی لعنتی
 غلط کردي پرده رو پس زدی
 یه رویا ازت تو سرم داشتم
غلط کردي به رویاهام دست زدی
منو پنجره حالمون خوب

ادامه مطلب  

 

ی سری کارا بنظرم مخل آرامشه
چک کردن پروفایل آدمایی ک حس خوبی بهشون نداری یا اصن ارتباطی نداری
دنبال کردن دیگران چ تو دنیای مجازی چ دنیای واقعی
اینکه تو تاکسی حرف بزنی تا لحظه ی آخر و فک کنی خیلی کار خوبی کردي
اینکه پول نداری بری ارشد بخونی یا پولم داری ولی واسه پز دادن دو سال خودتو علاف کنی!
اینکه فک کنی همه میخان خوشیتو نبینن،همه بد شدن
اینکه حس،کنی نمیتونی دیگه
اینکه درگیر گذشتت باشی و بگی الان دیگه چ فایده
اینکه فکر کنی بقیه ازت بالاترن
ای

ادامه مطلب  

کل من کافری کردی بسوزی  

گُل من کافری کردي بسوزی

 

به حالم عاشقی کردي بسوزی


تو کافر هستی و مذهب نداری

 

به حقم کافری کردي بسوزی


تو که خون کرده ای دلهای عاشق

 

رُخت را گلناری کردي بسوزی


نچیدم یک گلی من از لبانت

 

لبت سرخ و گلی کردي بسوزی ج


هزاران بوسه دادی بهر دشمن

 

با بوسه عشق بازی کردي بسوزی


گل حنا زدی بر روی زلفات

 

با زلفت طنازی کردي بسوزی


برای بردن دلهای عاشق

 

همه جا دلبری کردي بسوزی


نشستی در بر رقیب صالح

 

لبت را عنابی کردي بسوزی
 
شاعر صالح سید یو

ادامه مطلب  

رضا(ع)چه کردی با دلم  

نمی دانم بچه ام از راه می آمد وسرسفره می نشست وغذا میخورد ومی گفت مامان چه کردي با دلم.خوب حالا که ما یکسره کنار سفره ی امام رضا(ع) هستیم چرا خود من نگویم که رضا(ع)چه کردي با دلم.خدا محبت امام رضا(ع) را در دلهایمان زیادتر کند.یکسره بگوییم رضا(ع)چه کردي با دلم.

ادامه مطلب  

 

 
 
 
 
 
برف بازی کودکانه سلام
 
دستان یخ زده ام
انگشتان کودکانه ام وقطرات اشک یخ زده ام از دوری پدر
همه ی اینها پیام تنهایی مرا حامل بود ومن چه کودکانه آرزوهای بزرگی داشتم
خودم دیگر خودم نبودم
خودم نبودم
وباز برای به دنی آمدنم ضجه میزدم
دلگیر بودم از خودم
از او که هنوز دوستش داشتم
برای تمام دل شکستنی هایم بهانه ای داشتم
ونمیخواستم باور کنم او نیست من نیستم وفقط اشک میریختم برایش
که چرا او که عاشقش بود اینقدر عذابش میدهد
برمن خرده نگیرید من م

ادامه مطلب  

من اگر پسر بودم...  

من اگر پسر بودم شروع می کردم به دوست داشتن دختري کم سن و سال
قبل از آنکه عاشق شود
قبل از آنکه
خیابانی
عطری
آهنگی
دلش را بلرزاند
بعضی از تصاویر برای یک مرد می تواند خیلی دردناک و غمگین باشد
مثل...
تصویر دختري که کنارت نشسته سرش را به شیشه تکیه داده و با بغز به آهنگی گوش میکند
مثل وقتی که به اسم کوچه ای و یا مغازه ای با حسرت نگاه میکند
یا وقت هایی که دستان دختري را توی خیابان محکم گرفته ای ولی او ...
ولی او یکباره می ایستد
چشمانش را میبندد و عطری که هو

ادامه مطلب  

تعبیر خواب دختر و تعبیر خواب دعوا  

تعبیر خواب دختر و تعبیر خواب دعواد تعبیر خواب - دخترمحمدبن سیرین گوید: دختر به خواب دیدن، دلیل بر شادی و فرح دنیا باشد. اگر بیند او را دختري آمد، یا كسی دختر به وی بخشید، دلیل كه او را بر قدر جمال دختر خرمی و بركت و نعمت است. اگر بیند كه دختر او بمرد، تاویلش به خلاف این است. ابراهیم كرمانی گوید: اگر بیند دختر به كسی داد، دلیل كه از او خرمی بدان كس رسد... اگر بیند دختر او ناقص است، دلیل بر غم و اندیشه و نقصان احوال او كند، اگر بیند كه دختري برگرفته

ادامه مطلب  

تعبیر خواب دختر و تعبیر خواب دعوا  

تعبیر خواب دختر و تعبیر خواب دعواد تعبیر خواب - دخترمحمدبن سیرین گوید: دختر به خواب دیدن، دلیل بر شادی و فرح دنیا باشد. اگر بیند او را دختري آمد، یا كسی دختر به وی بخشید، دلیل كه او را بر قدر جمال دختر خرمی و بركت و نعمت است. اگر بیند كه دختر او بمرد، تاویلش به خلاف این است. ابراهیم كرمانی گوید: اگر بیند دختر به كسی داد، دلیل كه از او خرمی بدان كس رسد... اگر بیند دختر او ناقص است، دلیل بر غم و اندیشه و نقصان احوال او كند، اگر بیند كه دختري برگرفته

ادامه مطلب  

.... تو باقلب دیوانه من چه کردی ....  

تو با قلب ویرانه من چه کردي ؟               ببین عشق دیوانه من چه کردي در ابریشم عادت اسوده بودم ...              تو با حال پروانه من چه کردي ؟ ننوشیده از جام چشم تو مستم ...                 خمار است میخانه من ... چه کردي ؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم ؟                       تو با حسرت شانه من چه کردي ؟ مرا خسته کردي و خود خسته رفتی ...       سفر کرده ! باخانه من چه کردي ؟ جهان من از گریه ات خیس باران ...              تو با سقف کاشانه من چه کردي ؟

ادامه مطلب  

.... تو باقلب دیوانه من چه کردی ....  

تو با قلب ویرانه من چه کردي ؟               ببین عشق دیوانه من چه کردي در ابریشم عادت اسوده بودم ...              تو با حال پروانه من چه کردي ؟ ننوشیده از جام چشم تو مستم ...                 خمار است میخانه من ... چه کردي ؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم ؟                       تو با حسرت شانه من چه کردي ؟ مرا خسته کردي و خود خسته رفتی ...       سفر کرده ! باخانه من چه کردي ؟ جهان من از گریه ات خیس باران ...              تو با سقف کاشانه من چه کردي ؟

ادامه مطلب  

 

شخصی نزد حکیم رفت و گفت: فلانی پشت سرت چیزی گفته است... حکیم گفت: در این گفته ات سه خیانت است:۱.شخصی را نزد من خراب کردي...۲.فکر مرا بیهوده مشغول کردي...۳.خودت را نزد من خوار کردي...باز گفت:خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیبت و بدگویی کردهحکیم با تبسم گفت:او تیری را بسویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردي ؟یادمان نرود هیچوقت سبب نقل کینه ها و دشمنیها نباشیم.

ادامه مطلب  

بازم دختری ...  

هر چقدرم بزرگ بشی بازم دختري

ادامه مطلب  

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر  

سر وته اش را بزنی و دوران مفیدش را حساب کنی 828 روزمیگذرد.اما امان از این 8 روز اخرش... 
 
روز هشتم استاز دیروز تصمیم به ادامه زندگى گرفته امو عجیب امید مصرانه اى دارم
دعاهایم جارى است و سارىنذرهایم همنیازهایم هم
چهلم امام حسین جان استروحت شاد مظلومِ شهیدتوسل میكنم به كربلاى ندیده امبگیر دستم
چله ى زیارت عاشورایت را شروع كردمهمین دیروزبه احترام روز اتمامشكه شما قرار است واسطه شوى براى خدایاجانبراى اجابت بنده اى مطرود و امید بسته به همان مولا

ادامه مطلب  

دختری را احساس می کنم که زندگی می کند در من...  

هر گره ایی که در موهایت می زنم
آرزویی در دلم برآورده می کنم
قلب تمام زندگی ام می لرزد
از حال تا کودکی ام
دست هایم شادی را فریاد می زنند
چشمانم عشق را شماره می کنند
و من با هر گره
دلباخته تر
عاشق تر می شوم
گره های بیکرانت که تمام شد
کار دلم تمام است
دختري را احساس می کنم
که زندگی می کند در من
آیدین_دلاویز

ادامه مطلب  

 

تو خیلی خوب بلد بودی اَدای آدم هایی را در بیاوری که عاشقند...
خوب بلد بودی شبیه آدم هایی بشوی که دوست داشتن را بلدند...
آنقدر تظاهر کردي به عاشقی که....من که هیچ، خودت هم این نقش بازی کردن ها را باور کردي... باور کردي و فکر کردي که این دفعه واقعا عاشق شدی!!!!
تو جدی جدی نقش بازی میکردي و من جدی جدی عاشقت می شدم ...
وقتِ اثبات عشق که رسید، جا زدی... تو جا زدی و من جا خوردم...
از من گذشتی و گذشته دست از سر من برنداشت...
بالاخره شاید یک روزی هم از راه برسد که تو ج

ادامه مطلب  

 

ما را ز چه پابند جنون کردي و رفتی 
آخر چه بگویم که تو چون کردي و رفتی 
در ساغرم ای یار 
ای یار جفاکار
خون کردي و رفتی 
دردا که ز دستت جامی نگرفتم 
وز نرگس مستت کامی نگرفتم 
از سلسله مویت 
از نرگس جادویت
دارم گله هایی 
من مرغ گرفتارم
چون چشم تو بیمارم
ای گل چه بلایی 

ادامه مطلب  

 

ما را ز چه پابند جنون کردي و رفتی 
آخر چه بگویم که تو چون کردي و رفتی 
در ساغرم ای یار 
ای یار جفاکار
خون کردي و رفتی 
دردا که ز دستت جامی نگرفتم 
وز نرگس مستت کامی نگرفتم 
از سلسله ی مویت 
از نرگس جادویت
دارم گله هایی 
من مرغ گرفتارم
چون چشم تو بیمارم
ای گل چه بلایی 

ادامه مطلب  

به شرط  

یکی بود یکی نبود
سعید  یه ماشین شاستی بلند محکم داشت..............
این ماشینو با باش بهش داده بود به شرطی که زن بگیرد......................................................
اونم قرار گذاشت یک سالی رو با هاش دور دور کند بعد زیر سایش خانواده تشکیل دهد............................................
سعید کلا روی هم پسر دست و پاچلفتی بود.....................................
ظاهر چندان زیبایی هم نداشت........................................
فقط خیلی چاق نبود ...............................................................
به نظر اهل دعوا هم نبود....................................

ادامه مطلب  

غر چهارم: مقايسه  

نشستم تو تاریكی اتاق بغض كردم و مقایسه می كنم؛حسادت نمی كنم فقط مقایسه
دختري بودم از خانواده ای نسبتا مرفه؛با ماشینی در زمان خودش مدل بالا؛ازدواجی كردم با پسری از پایین ترین منطقه تهران؛به اصرارش ماشین هم گذاشتم خونه پدر كه اونها هم فروختن و پولشو برامون كنار گذاشتن
رفتم تو یك محله خیلی معمولی حتی بدتو یك خونه اجاره ای بدون ماشین؛نصف ماه اون ماموریت بود و نبود و من تنها؛ نه كسی فكر كرد دزد ممكنه بیاد نه خونه در شان ما نیست؛ با یك مهریه پایی

ادامه مطلب  

کلیم آتش داغت افسرده گشته  

کلیم آتش داغت افسرده گشتهمنه دل بر این چشم بی روشنائیخموش باش دلا عرض مدّعا کرديزبان به بند سر گریه را چو وا کرديز شوخی ازبیک جا قرار نیست ترابرون نمیروی از خاطری که جا کرديبگلشن از قدمت داغ لاله مرهم یافتبخنده هم گره از کار غنچه وا کرديبزیر خاک تب هجر رشک بجاستکدام درد مرا ای اجل دوا کرديبه ناله ام دل صد مرغ می کشد آنجامرا برای چه از دام خود رها کرديخوشم که دفتر دل نم کشیده بود ز خونبه تیر هر دو رقم را ز هم جدا کرديزمانه شاعرم ار کرد رو نمی پی

ادامه مطلب  

شخصی  

 
هر دختري را جینگیل جات و شکلات فراوان باید...
هر دختري را 1 دوست خوب جون جونی باید تا پا به پای دیوانگی هات بیاد.....
که رفیق نیمه راه نباشد..
که دروغ نباشد....
بــــــــــــــلی، و شکر خدا را که دوستی دارم سراسر محبت و بی نیاز از محبت ...
کاش 365 روز همه آدمهای دنیا به شیرینی شکلات باشه...
 
 

ادامه مطلب  

مادر و دختری که علنی از محمدرضا گلزار خواستگاری کردند  

مادر و دختري که علنی از محمدرضا گلزار خواستگاری کردند
مادر و دختري که جلوی دوربین برای مصاحبه حاضر شده بودند طاقت نیاورده و همان جا از گلزار خواستگاری کردند و مادر خواست تا گلزار داماد وی شود. محمدرضا گلزار برای اکران فیلم جدیدش با نام “خشکسالی و دروغ” به پردیس چارسو رفت و مورد استقبال شدید طرفدارانش قرار گرفت.
در فیلم «خشکسالی و دروغ» که سال قبل از جشنواره فجر کنار گذاشته شد، محمدرضا گلزار، پگاه آهنگرانی، علی سرابی، آیدا کی

ادامه مطلب  

جوانی.....  

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختري پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختري را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد و گفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.
جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد
پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبا

ادامه مطلب  

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی...  

تو با قلب ویرانه ی من چه کرديببین عشق دیوانه ی من چه کردي
در ابریشم عادت آسوده بودمتو با بالِ پروانه ی من چه کردي
ننوشیده از جام چشم تو مستمخمار است میخانه ی من، چه کردي؟
مگر لایق تکیه دادن نبودمتو با حسرتِ شانه ی من چه کردي؟
مرا خسته کردي و خود خسته رفتیسفر کرده با خانه ی من چه کردي؟
جهان من از گریه است خیسِ بارانتو با سَقف کاشانه ی من چه کردي؟
شهرزار

ادامه مطلب  

ترانه  

وقتی منو درگیر رفتار خودت کردي 
وقتی که با چشمات گرفتار خودت کردي 
از من نخواه کوتاه بیام از عشق 
وقتی دلو دیوونه وار مال خودت کردي 
مثه یه بازی نیس  همش تکرار داره 
واسه رسیدن واژه ی اجبار داره 
تو تو خودت تنهانشستی قلب ت اینجاست 
دیونگی ها ت م همش سیگار داره 
 

ادامه مطلب  

عوامل موثر در رشد عزت نفس  

كوپر اسمیت (1967) چهار عامل اساسی را در رشد عزت نفس دخیل می داند :
نخست : میزان دریافت رفتارهای احترام آمیز و پذیرا كه شخص از افراد مهم زندگی اش دریافت می دارد . در نتیجه ما خودمان را همان گونه كه ارزیابی می شویم ارزیابی می كنیم .
دوم : تاریخچه موفقیت ها و همچنین پایگاه و مقامی كه در جهان دارد .

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1